پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

give out

/ɡɪv aʊt/GIV OWT

پخش کردن؛ تمام شدن؛ از کار افتادن

تعریف انگلیسی

To distribute, or to stop working because of exhaustion.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. They gave out free samples at the fair.

    در نمایشگاه نمونه‌های رایگان پخش کردند.

  2. My legs gave out after the marathon.

    بعد از ماراتن پاهایم دیگر جان نداشتند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای توزیع یا از کار افتادن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • give out them

    give them out

    ضمیر بین give و out قرار می‌گیرد.