پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a dark horse

/ə dɑːrk hɔːrs/uh DARK HORSS

اسب سیاه؛ رقیب گمنام اما توانا

تعریف انگلیسی

Someone with hidden abilities who surprises everyone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She turned out to be a dark horse and won the whole tournament.

    معلوم شد اسب سیاه مسابقات است و کل تورنمنت را برد.

  2. He's a bit of a dark horse — I didn't know he could play piano.

    آدم پر از غافلگیری است؛ نمی‌دانستم پیانو بلد است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کسی که توانایی‌های پنهانش غافلگیر می‌کند.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a black horse

    a dark horse

    صفت ثابت این اصطلاح dark است.