straight from the horse's mouth
/streɪt frəm ðə ˈhɔːrsɪz maʊθ/
از منبع دستاول
اسب سیاه؛ رقیب گمنام اما توانا
Someone with hidden abilities who surprises everyone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She turned out to be a dark horse and won the whole tournament.
معلوم شد اسب سیاه مسابقات است و کل تورنمنت را برد.
He's a bit of a dark horse — I didn't know he could play piano.
آدم پر از غافلگیری است؛ نمیدانستم پیانو بلد است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کسی که تواناییهای پنهانش غافلگیر میکند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a black horse
a dark horse
صفت ثابت این اصطلاح dark است.