a penny for your thoughts
/ə ˈpeni fər jʊr θɔːts/
به چی فکر میکنی؟
خیلی گران تمام شدن؛ ورشکسته کردن
To cost more than you can afford.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A weekend in the mountains won't break the bank.
یک آخر هفته در کوهستان آنقدرها گران تمام نمیشود.
We want a nice wedding, but it shouldn't break the bank.
عروسی خوبی میخواهیم، ولی نباید کمرمان را بشکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
اغلب در شکل منفی، برای گفتن اینکه چیزی بهصرفه است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
break the banks
break the bank
در این اصطلاح bank مفرد است.