پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

break the bank

/breɪk ðə bæŋk/BRAYK thuh BANK

خیلی گران تمام شدن؛ ورشکسته کردن

تعریف انگلیسی

To cost more than you can afford.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. A weekend in the mountains won't break the bank.

    یک آخر هفته در کوهستان آن‌قدرها گران تمام نمی‌شود.

  2. We want a nice wedding, but it shouldn't break the bank.

    عروسی خوبی می‌خواهیم، ولی نباید کمرمان را بشکند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

اغلب در شکل منفی، برای گفتن اینکه چیزی به‌صرفه است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • break the banks

    break the bank

    در این اصطلاح bank مفرد است.