a red flag
/ə red flæɡ/
زنگ خطر؛ نشانهی هشدار
A small, harmless lie told to avoid hurting someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I told a white lie and said I loved the gift.
دروغ مصلحتی گفتم که هدیه را دوست دارم.
Sometimes a white lie is kinder than the truth.
گاهی دروغ مصلحتی مهربانتر از حقیقت است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دروغ کوچک و بیضرر.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
say a white lie
tell a white lie
فعل همآیند lie فعل tell است.