a ray of sunshine
/ə reɪ əv ˈsʌnʃaɪn/
مایهی شادی و امید
حالوهوای تازه؛ تغییر خوشایند
Something new and refreshingly different.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The new coach is a breath of fresh air for the team.
مربی جدید برای تیم یک حالوهوای تازه است.
Her honesty was a breath of fresh air.
صداقتش خوشایند و تازه بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تعریف از تغییر مثبت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a breathe of fresh air
a breath of fresh air
اسم درست breath است.