a slave driver
/ə sleɪv ˈdraɪvər/
رئیس بیرحم و سختگیر
شبانهروزی کار کردن
To work all day and all night without stopping.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Engineers worked around the clock to restore power.
مهندسها شبانهروزی کار کردند تا برق وصل شود.
The kitchen works around the clock during the festival.
آشپزخانه در طول جشنواره شبانهروزی کار میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تلاش بیوقفه، اغلب در شرایط اضطراری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
work around the clocks
work around the clock
clock مفرد است.