پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

the rat race

/ðə ræt reɪs/thuh RAT RAYSS

مسابقه‌ی بی‌پایان زندگی کاری

تعریف انگلیسی

The stressful, competitive routine of working life.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. They left the rat race and moved to the countryside.

    از مسابقه‌ی بی‌پایان زندگی شهری بیرون آمدند و به روستا رفتند.

  2. I'm tired of the rat race.

    از این دوندگی بی‌پایان خسته شده‌ام.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای انتقاد از زندگی پرمشغله‌ی کاری.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a rat race

    the rat race

    این اصطلاح با the گفته می‌شود.