get the better of
/ɡet ðə ˈbetər əv/
غلبه کردن بر؛ حریف کسی شدن
To laugh at someone in an unkind way.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Stop making fun of my accent!
لهجهام را مسخره نکن!
The other kids made fun of him at school.
بچههای دیگر در مدرسه مسخرهاش میکردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای خندیدن به کسی به قیمت تحقیرش.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make fun with him
make fun of him
بعد از make fun حرف اضافهٔ of میآید.