کالوکیشنB1
make a mess
/meɪk ə mes/
به هم ریختن؛ کثیف کردن
خنثی#زندگی روزمره
تماس تلفنی گرفتن
To telephone someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Excuse me, I need to make a phone call.
ببخشید، باید یک تماس تلفنی بگیرم.
She made a quick call before the meeting.
قبل از جلسه یک تماس کوتاه گرفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در گفتوگوی روزمره و اداری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
do a phone call
make a phone call
همآیند call فعل make است.