پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطغیررسمی

get the picture

/ɡet ðə ˈpɪktʃər/get thuh PIK-cher

دوزاری افتادن؛ متوجه شدن

تعریف انگلیسی

To understand a situation.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He's busy, she's tired — you get the picture.

    یکی سرش شلوغ است، یکی خسته است؛ دیگر خودت متوجهی.

  2. I didn't say anything, but she got the picture.

    چیزی نگفتم، ولی دوزاری‌اش افتاد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای وقتی که بدون توضیح کامل منظور را می‌فهمی.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • take the picture

    get the picture

    take a picture یعنی «عکس گرفتن»؛ برای «فهمیدن» get the picture بگو.