lose heart
/luːz hɑːrt/
دلسرد شدن
دوزاری افتادن؛ متوجه شدن
To understand a situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He's busy, she's tired — you get the picture.
یکی سرش شلوغ است، یکی خسته است؛ دیگر خودت متوجهی.
I didn't say anything, but she got the picture.
چیزی نگفتم، ولی دوزاریاش افتاد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای وقتی که بدون توضیح کامل منظور را میفهمی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take the picture
get the picture
take a picture یعنی «عکس گرفتن»؛ برای «فهمیدن» get the picture بگو.