do business
/duː ˈbɪznəs/
کسبوکار کردن؛ معامله کردن
To wash the plates, cups and cutlery after a meal.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'll cook if you do the dishes.
من آشپزی میکنم اگر تو ظرفها را بشویی.
He does the dishes every evening.
هر شب ظرفها را میشوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ کارهای خانه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make the dishes
do the dishes
برای کارهای خانه از do استفاده میشود.
do the washing-up
در بریتانیا do the washing-up گفته میشود.