a blue-collar worker
/ə ˌbluː ˈkɑːlər ˈwɜːrkər/
کارگر یدی
شغل اداری
Office or professional work rather than manual work.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She moved from the factory floor to a white-collar job.
از خط تولید به یک شغل اداری رفت.
White-collar jobs are moving online.
شغلهای اداری دارند آنلاین میشوند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دستهبندی مشاغل.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a white collar's job
a white-collar job
صفت مرکب white-collar است.