پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a white-collar job

/ə ˌwaɪt ˈkɑːlər dʒɑːb/uh WYT-KOL-er JOB

شغل اداری

تعریف انگلیسی

Office or professional work rather than manual work.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She moved from the factory floor to a white-collar job.

    از خط تولید به یک شغل اداری رفت.

  2. White-collar jobs are moving online.

    شغل‌های اداری دارند آنلاین می‌شوند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای دسته‌بندی مشاغل.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a white collar's job

    a white-collar job

    صفت مرکب white-collar است.